پرینت

معرفی کتاب: تحلیل جامعه‌شناسانه زندان

نوشته شده توسط حامد صفائی آتشگاه در . ارسال شده در اخبار

 

تحلیل جامعه شناسانه زندان -

 در کتاب تحلیل جامعه‌شناسانه زندان به قلم آقای محمدصالح اسفندیاری مطالبی چون 1- مجازات و انسجام اجتماعی (نظریه دورکهایم) 2- کارکردگرایی 3- تولد و استمرار زندان 4- مجازات و تکنولوژی های قدرت (نظریه فوکو) 5- قدرت و مجازات 6- تولد و استمرار زندان 7- عقلانی شدن مجازات (نظریه وبر) 8- مدنی شدن مجازات (نظریه الیاس) 9- مدنیت و ... را مشاهده می‌کنیم. اثر فوق توسط انتشارات مجد و به قیمت ۹۰ هزار ریال عرضه شده است.

از شما دعوت می کنم، دیباچه آقای دکتر عبدالرضا جوان جعفری را -که به مناسبت چاپ این اثر نگاشته شده است- در ادامه مطلب مطالعه کنید ...

 

تاریخ تحولات اندیشه‌های کیفری، فراز و نشیب‌های زیادی را به خود دیده است. این تحول از ارعاب و سزاگرایی محض تا اصلاح و تربیت ناب نوسان داشته و گاهی به التقاط میان این مبانی متمایل گردیده است. این تحولات گاه در قالب بازگشتی ظاهراً ارتجاعی نیز نمود یافته است، به گونه‌ای که مثلاً اندیشه سزاگرایی که در دوره‌ای به نام تفکر انتقام‌جو و ارتجاعی مورد هجوم حامیان اندیشه‌های اصلاحی و تربیتی حقوق جزا قرار گرفته بود در دوره‌های اخیر به عنوان اندیشه‌ای مترقی و آخرین راه‌حل با آغوش باز مورد استقبال قرار می‌گیرد. این نوسانات و ترددهای فلسفی وکیفرشناسانه گاهی به این عبارت مشهور منتهی می‌شوند که ظاهراً راه‌حلی وجود ندارد و هیچ تفکر و تئوری نمی‌تواند گره‌ای از کار فروبسته نظام کیفری بگشاید. هیچکدام از ابزارهای موجودِ زرادخانه‌های نظام‌های کیفری توانایی مقابله با آمار فزاینده جرایم را ندارند. در نتیجه مسئله مجازات به عنوان معضلی غامض در سپهر اندیشه اندیشمندان حقوق کیفری رسوبی آزار دهنده دارد.

سوال اساسی که مطرح می‌شود این است که چرا مجازات‌ها به خوبی در خدمت آرمان‌ها و ایده‌آل‌های حقوق کیفری در نمی‌آیند؟ به بیانی روشن‌تر چرا اهداف رسمی و اعلام شده مجازات‌ها مانند ارعاب، اصلاح و امثال آن هیچگاه عملاً آن‌گونه که باید تحقق نمی‌یابند: آیا زمان آن نرسیده است که نسبت به  این اهداف ظاهراً بدیهی و مفروض به دیده تردید بنگریم؟ آیا اصولاً مجازات‌ها ماهیتاً با اهدافی که در حوزه فلسفه و کیفرشناسی برای آن‌ها تعریف می‌شوند همیشه سازگاری دارند؟ آیا اصولاً مجازات‌ها قابلیت و استعداد لازم را برای تحقق چنان آرمان‌هایی دارند؟

چگونه می‌توان این واقعیت را انکار کردکه مجازات هم مانند هر نهاد دیگری پدیده‌‌ای اجتماعی است و لازم است از نگاه جامعه‌شناسانه نیز مورد تحلیل و ارزیابی قرار گیرد. گاه به آداب، رسوم و سنت‌های تاریخی و اجتماعی نگاهی فلسفی داریم و سعی می‌کنیم برای آن‌ها فلسفه وجودی و آرمان‌هایی تعریف کنیم، مانند اینکه فلسفه سنت‌های نوروزی مردم ایران چیست، نهاد ازدواج چه اهدافی را تعقیب می‌کند؛ ولی هنگامی که این سنت‌ها اهداف مفروض ما را محقق نمی‌سازند، در تحلیل آن‌ها دچار مشکل و بدان‌ها بدیده تردید می-نگریم. غافل از آن‌که شاید، آنچه ما به عنوان اهداف و فلسفه سنت‌های تاریخی و اجتماعی بیان می‌کنیم، تنابسی با ماهیت وجودی و کارکردهای آن‌ها نداشته باشد. یعنی لازم است به نهادهای مذکور نگاهی دیگر داشته باشیم و از زاویه و لنز دیگری آن‌ها را ببینیم.

در حوزه مجازات هم به عنوان یک پدیده اجتماعی باید دید که آیا اهدافی که برای آن بیان می‌شود با ماهیت، استعداد و کارکرد مجازات تناسبی دارد. حداقل برای آن‌که یک بعدی و مطلق‌گرا نباشیم، آیا نباید غیر از آنچه را تاکنون می‌شناخته‌ایم، کارکردها و حتی اهداف دیگری را برای نظام عدالت کیفری به رسمیت بشناسیم. با این بیان، نگاه و ارزیابی‌ ما از نهادهای مختلف موجود در نظام عدالت کیفری تغییر خواهد کرد. مثلاً اگر مجازات را صرفاً واکنشی طبیعی از ناحیه جامعه در قبال تهاجمی که به ارزش‌های بنیادین آن می‌شود، تلقی کنیم، مانند واکنش طبیعی که هر انسانی در قبال تعدی به ارزش‌های حیاتی خود مانند جان، ناموس، مال و امثال آن از خود بروز می‌دهد، انتظارات ما از کیفر کاملاً متفاوت خواهد بود. همچنین اگر فرض کنیم مجازات صرفاً ابزاری سمبلیک برای انعکاس ارزش‌های اجتماعی است که کارکردی آموزشی از یک سو و کارکردی دفاعی در قبال ارزش‌های اجتماعی، از سوی دیگر دارد، حجم قابل توجهی از انتظارات نسبت به انواع مجازات‌ها فروکش می‌کند.

به همین ترتیب اگر مجازات را ابزاری برای کنترل جرم، دور نگه داشتن مجرمین از جامعه و امثال آن تلقی کنیم، بخش قابل توجهی از سوالات، پاسخ خود را می‌یابند. در جامعه‌شناسی کیفری از جمله موضوعاتی که بر مبنای آن مجازات مورد ارزیابی قرار می‌گیرد، ماهیت و چیستی مجازات و انواع مختلف کارکردهای آن است؛ از سوی دیگر نیز، بسترها و زمینه‌های اجتماعی متفاوتی که در شکل‌گیری نظام کیفری تاثیرگذار هستند، چارچوب نوینی را برای تحلیل و آنالیز کیفر فراهم می‌سازند. همان بسترها و نیروهای اجتماعی که باعث می‌شوند مجازات‌ها در طول زمان و در عرض مکان، دینامیک و پویایی خود را حفظ کرده و در صورت‌های مختلف ظاهر شوند.

آقای محمدصالح اسفندیاری از فارغ‌التحصیلان مستعد و پرکار مقطع کارشناسی ارشد حقوق جزا و جرم-شناسی دانشگاه فردوسی مشهد، با ذهن تحلیل‌گر و پویای خود، زندان به عنوان نهادی فراگیر را انتخاب نموده و عزم خود را جزم نمودند که موضوع مذکور را از زاویه جامعه‌شناسی کیفری مورد پژوهش قرار دهند. محتوای اثر، نشان‌گر آن است که نامبرده مجدانه تلاش نموده‌اند تا به خوبی از عهده آن برآیند.

اینجانب مطالعه این کتاب را به دانش‌پژوهان حوزه علوم جنایی و حقوق کیفری توصیه می‌نمایم و امیدوارم نگاه‌های نو به مسائل اجتماعی در پرتو تلاش محققان جوان این مرز و بوم گسترش روز افزونی داشته باشد.

عبدالرضا جوان جعفری

دکتری جامعه‌شناسی کیفری

دانشیار گروه حقوق دانشگاه فردوسی مشهد

شما مجوز ارسال دیدگاه را ندارید

مطالب مرتبط